سديد الدين محمد عوفى
744
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
اين كتاب را بشوى « 1 » چه مكر و حيلت ايشان زيادت از آنست كه در حديث آيد . شعر : دع ذكرهنّ فما لهنّ « 2 » وفاء * ريح الصبا و عهودهنّ سواء حكايت ( 6 ) آوردهاند كه « 3 » مردى بود غيور پيشه و مدتى « 4 » تتبع حيل زنان كرده بود و بر « 5 » مكرهاى ايشان بعضى « 6 » وقوف يافته بود « 7 » . پس زنى خواست « 8 » و آن زن را در خانه محبوس كرد و در خانه و بام قفل مىكرد « 9 » و بر قفل مهر مىنهاد « 10 » و برين حالت « 11 » زندگى مىكرد « 12 » . و مرين زن را معشوقى بود كه مدتها با وى خوش مىبود و يكديگر را دوست مىداشتند . چون اين زن در مضيق افتاد ، معشوق او زالى « 13 » كه در ولايت خطبه « 14 » به نام او بود به قيادت « 15 » به خانهء او فرستاد و طرفى « 16 » از اشتياق خود بر زبان او پيغام فرستاد . زال بيامد و از شكاف در پيغام بگزارد . دختر گفت : اى مادر ، سلام من به دو رسان و بگوى ، بيت : بيا تا ببينى كه من بر چه حالم * كه از مويه چون موى و از ناله نالم
--> ( 1 ) - مپ 2 و مج : بشويم ( 2 ) - متن و مپ 2 : ليس ( 3 ) - مپ 2 + روزى مج - كه ( 4 ) - متن و مدتى ( 5 ) - مج + مغامز ( 6 ) - مج - بعضى ( 7 ) - متن - و بر مكر . . . بود ( 8 ) - مپ 2 : داشت ( 9 ) - متن : و او را بند نهاد ، مج : كرد ( 10 ) - متن و بنياد : و مهرى عظيم پيش گرفت ، مج : نيز مهر نهاد + و نيك بندى عظيم پيش گرفت ( 11 ) - مج : حيلت ( 12 ) - مپ 2 - و برين حالت زندگى مىكرد ( 13 ) - مپ 2 و مج + را ( 14 ) - مج - خطبه ( 15 ) - مج : قيادت بنام او بود ، مپ 2 - كه در ولايت . . . به قيادت ( 16 ) - متن - مج + طرفى